مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


اگر یک بار دیگر به زندگی نگاه کنم، اگر اسمش را زندگی بگذارم. نه! گریز فایده ندارد. نگاه میکنم، اما این بار هر چه که می بینم روی این کاغذ می آورم تا دفعه های بعد همین ها را بخوانم و باز هم اگر، اگر تا ساعتی دیگر همین کاغذ و تمام محتویاتش در سطل زباله نباشد، مثل خودم.

و شروع شد، درست مثل خوابی که دیدم در پشت بام خانه پدربزرگ زیر طاق ستاره ها. اولین کسی که نگاهم با او آشنا شد دکتر مامایی بود که بیدارم کرد، چهره اش را به یاد ندارم اما جای دستهایش را هنوز روی پهلوهایم حس می کنم، کاش می شکستند ! نه ، اگر دستم نشکسته بود و عذابش را نمی دانستم حتما همین آرزو را می کردم.

تاریکی چراغ چشمم را زد و گریه کردم. حال غریبی بود. دست به دست گرفتند و هدایتم کردند به آغوش مادرم، مامانم ! گرم بود، اشکهایم را بوسید، خسته بود. و بعد به درون دستگاهی رفتم که شاید تنها هدفش زنده ماندن من بود. لا اقل من اینطور فکر می کردم. جایم نرم و گرم بود، اکسیژن را به ریه ام می فرستاد، حدس می زنم که با محبت. هر چقدر عَر می زدم به رویش نمی آورد، هیچ تغییری در چهره اش نمایان نمی شد، تنبیه ام نمی کرد. ترحم نداشت و از لبخندم ذوق نمی کرد. و اولین بار چهره مردی را دیدم که امروز پدر می خوانمش. پدر ، بابا. بابا ! خوب می دانم که در پس شیشه آرزوهایت را می دیدی، جوان رعنا و خوش قد و قامتی که کت و شلوار مرتبی به تن کرده و کیف به دست در حال عبور است از ... . اشک در چشمهای بابا حلقه زد و رفت. من ماندم و دستگاه مهربان باز. جست و خیز کردم. نگاهم نکرد. مدتها با هم بودیم، یک کلمه هم حرف نمی زد، جایم نرم بود و اکسیژن بسیار. سالها گذشت تا اینکه همان دکتر آمد، من را از دوستم گرفت و به پدرم داد، بابا ! دیگر چیزی به یاد ندارم.



بعدا نوشت :

مردگی جاریست. از پیر مرد نظر نپرس حتی طرفش هم نرو.

اگر بودنت را دلیل می جویی، برهان ؟

پدرت خواست که پدر شود.