
اوه عجب تیکه ایه ، وای خدا چه استیلی، فِیسو ببین ماه. بزار ببینم کجا می ره
موزیک : آی دختر پولدار که بابات کارخونه داره !
- مامان امروز یکیو پیدا کردم بابا رو وردار برین خواستگاری !
- الهی قربونت برم من، ولی اول باید بریم تحقیقات ببینیم آخه از چه خونواده ایه ، دین و ایموونشون در چه حده، چی کارن ! بعد.
- برین تا نپریده !
- بزار بابات بیاد.
هم خوشگل هم پولدار، پولدار ! آی خدا یعنی میشه، میشه شانس به ما هم رو کنه ! آخ نمازم قضا شد !
و شا پسر در طول نماز فقط به زلف یار می اندیشید. هرچه ع و غ غلیظتر می گفت ابروی یار را کشیده تر و اندامش را برجسته تر می دید. سپس نزد مامانش (!) بازگشت و تا توانست از محاسن و زیبایی های شاهزاده خانوم گفت و بعد از آن هم تمامی دوستانش را از موضوع آگاه ساخت. شب که شد راحت سر به بالین سپرد و کپید !
دم صبح به یاری لگد برامده از بابایش بیدار شد وضو گرفت و نمازی ساخت و دوباره کپید.
اوه این یکیو ! ببین خدا چی آفریده ، آی خدا این مجرد باشه وااااای ....
موزیک : چری چری لیدی ....
- مامان این آدرسشونه ، میپره ها.
از قضا همان روز مامان و بابای او کاشف به عمل آوردند که دختر خانوم مذکور یک سال از شاپسرشان بزرگتر است و بنای مخالفت گذاشتند. شاپسر که تا کنون بی منطقی از مامان جون و بابایی اش ندیده پس سر تسلیم فرود آورد و از خیرش گذشت.
شانسو ببین تورو قران، عجب چیزی بود لامصب.
- الو ساسی جون دیدی از دستم پرید ؟!
- چرا ؟ چی شد ؟
- هیچی ، حالا ولش کن. امروز میای باشگاه دیگه ؟
- آره.
- کراتینم داره تموم میشه.



