
نمی دانم با چه صفتی بیان کنم، همه دقیقه هایی را که با یک دلشوره می گذرد. نگرانی از اینکه حرفم یا عملم یا حتی فکری که در سر گذراندم رنجانده باشدت !
و نمی دانم چگونه بخوانم عشقی را که می ترسم انتهایش وصال باشد یا بهتر بگویم وصال انتهایش باشد.
من این اسارت را آزادانه زندگی می کنم.



