آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای


هیچ کی نمی دونه اون کیه. زری خانم می گه. ظرف ها رو آوردیم لب آب بشوریم. آفتاب وسط آسمونه. امروز دیر جنبیدم. مجتبی پسر عمم بازم سر راهم وایستاده بود و حرف همیشگی شو می زد. صبح ها چهرش خیلی مردونه تر میشه. دیشب بارون بارید. خیلی شدید. می گن شیخ زاهد چله نشسته که بارون اومده. پاهام تا مچ توی گله. صغرا بچه شو آورده انداخته توی آب. تا حالا بچه به این لاغری ندیدم. بیچاره صغرا و بچش. ناصر شوهرش انقدر پای بساط تریاک نشست که سکته کرد و مرد. آقا رحیم حاضر شده زیر بال و پرشونو بگیره. سنی ازش گذشته ولی مثل جوونا قبراقه. بعضی وقتا می بینی با جوونا هفت سنگ بازی می کنه، توی کشتی هم کسی به گرد پاش نمی رسه.

- می گن سیاسیه که پاشده اومده اینجا. زری خانم حرفشو ادامه می ده.

- نه این حرفا نیست، علی دیدتش تنها میره دشت، گمونم دنبال گنجه.

- اون که معلومه وضعش خوبه.

- اگه خوب بود که اینجا نمیومد.

- والا !

این روزا صحبت در موردش نقل مجالس شده، تازه واردی که خونه حاج حسن خدابیامرزو خریده. می گن وضعش خوبه. یه باغچه کوچیک داره که توش سبزی کاشته. اونم فقط نعناع. عصرا می شینه جلوی در چای می خوره و سیگار می کشه. چند بار چندنفر از شهر با خودش آورد و زمین روبروی امامزاده رو نشون هم می دادن. خدا کنه دروغ باشه ولی بعضیا می گن بی دینه بعضیام می گن بهائیه. آخه تا حالا کسی ندیده مسجد بیاد یا توی مراسم روضه بیاد. فاطمه خانم وقتی دید پسراش به غریبه نزدیک شدن نفرینشون کرد که دیگه طرفش نرن. هر چیه معلومه که یه ریگی توی کفشش هست. می گفتن سر چندتا معامله می خواسته سر اهالیو شیره بماله اونا هم حسابشو گذاشتن کف دستش. حتما زن و بچه هم نداره. سارا می گفت مریضی داره دیده که سرفه های شدید می کرده، می گن سرطانه به خاطر اینم خیلیا باهاش دست نمی دن. یا بهش نزدیک نمی شن.

- شک نکنین تو کار خلاف بوده. یکی از زنا با اطمینان میگه.

- غیبت نباشه ولی من از زهرا دختر کلثوم خاتون شنیدم که بهش نظر داره.

- چشم ناپاکه. اسماعیل دمشو قیچی کرد.

پشت سر هم هرکی یه چیزی می گه. این وسط نسترن دختر کوچیکه ناهید خانم میاد توی گوش من میگه : می خواد مدرسه درست کنه، تو کوچه که بازی می کردیم از یه آقاهه شنیدیم.